أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
135
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
در دهان آن خوشهء انگورى . در كنار شهر صهريجى « 1 » ( حوض بزرگى ) است كه آن را صهريج معروف گويند . در آن پلهاى است كه هنگام كمى آب ، از آن پله به درون صهريج روند . بر دو پهلوى پله دو شير سنگى است و بر پشت يكى نقش مردى است از سنگ . و بر باب الاماره نيز ، نقش دو شير است از سنگ ، از ديوار بيرون آمده . مردم گويند اين دو ، طلسمهاى ديوارند . قالىقلا [ نام ] زنى بود كه شهر قالىقلا را بساخت . و آن شهر بدون منسوب بگشت . معناى آن ، احسان ( نيكويى كردن قالى بود . درياچهء طريخ « 2 » پيوسته [ شكار ماهى آن ] آزاد بود . تا محمد بن مروان والى جزيره و ارمينيه شد و شكار آن را ، از آن خويش كرد . سپس از آن محمد بن مروان شد ، تا از او نيز گرفتند . حبيب بن مسلمه ، شهرهاى بسيارى از ارمينيه را ، براى عثمان بن عفان بگشود . عبد الله بن حاتم بن نعمان بن عمرو باهلى ، از سوى معاويه والى آنها شد . سپس فرزندش « 3 » عبد العزيز والى شد . و شهر دبيل را در كنار برذعه و شهرهاى چندى بساخت . حبيب بن مسلمه از ارمينيه براى عثمان بن نعمان ، جراخ ، و كسفر ، و كسال ، و خنان ، و سمسخى ، و جردمان ، و كسفىبيس ، و شوشيت و بازليت را ، بى كارزار بگشود ، بدان پيمان كه جزيه و خراج بگزارند . به همين گونه نيز با صناريه و مردم قلرجيت و دودانيه صلح كرد . شمكور شهرى كهن بود . سلمان بن ربيعه كس فرستاد و آن را گشود . و مردم در آن همى بودند ، تا ساورديه ويرانش كردند . اينان مردمى بودند كه به
--> ( 1 ) - صهريج ، معرب ساروج است . در اينجا مقصود حوض بزرگ است ، يا حوض ساروجى و آبريزگاه سد . نيز نوعى حوض بزرگ چاه مانند كه در پشت سد مىساختهاند ، تا آب را با آن وسيله كه در عمق آن قرار مىدادهاند ، ببندند ، يا كم و زياد كنند . چنان كه آنچه هم اكنون در بند فريمان خراسان هست ، شايد نمونهاى از آن باشد . ( 2 ) - طريخ ، ماهى نمك سود خرد است . ( 3 ) - برادرش . بلاذرى ، به نقل دخويه .